جنگ در لیالمان

ادامه زندگاني حضرت امام زاده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) ملقب به سید جلال الدین اشرف(ع) آستانه اشرفیه .

  اولین کاروان زیارتی از شمال

با پناهنده شدن نعمان به منصور حاکم مازندران سید جلال الدین اشرف (ع) به آن جا حمله کردند. اکنون تاریخ اواسط سال 211 ه.ق است و حضرت پس از شکست منصور موفق شده است که به بسیاری از سرداران سپاه نعمان دست یابد و با متواری ساختن او آخرین مدعی خود را از پا در آورد. در این زمان که حضرت به نزدیکی خراسان رسیده بود ، تصمیم گرفت به زیارت مرقد مطهر برادرش حضرت امام رضا (ع) برود ...حضرت مشغول تدارک اسباب سفر شد . سپاهیان همه علاقمند بودند که همراه او باشند ، اما به هیچ وجه نمی توانستند با این همه لشکر به آن سو حرکت کنند. زیرا در آن عصر طاهریان در خراسان حکومت می کردند و اگر حضرت با لشکری  به ان سو می رفت بی شائبه با مقاومت آن ها روبرو می شد و توجه خلیفه عباسی مامون را نیز به خود جلب می کرد.

روی هم رفته حضرت برای اینکه آسوده خاط سفر کند عده ی زیادی از سربازان را مرخص کرد و خود با عده ای معدود از سرداران رشید اسلام به صورت کاروانی از مازندران به سوی مرقد امام رضا (ع) حرکت کرد.بنابراین می توانیم کاروان او را اولین کاروان زیارتی بدانیم که از منطقه شمال ایران (گیلان و مازندران) برای اولین بار در تاریخ اسلام در سال 211 ه.ق یعنی هشت سال بعد از شهادت امام رضا (ع) به مشهد مقدس رفته است.

زیارت مرقد امام رضا (ع)

چون به نواحی طوس رسیدند در کنار چراهگاهی شترانی را در حال چرا دیدند و گنبدی را مشاهده کردند.حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف (ع) پیاده شد و آهسته جلو رفت و دست مبارک خود را نیز زیر گنبد بر زمین نهاد و شروع به درد دل کرد .همه با دیدن این منظره غم انگیز  فهمیدند که آنجا مرقد مطهر امام رضا (ع) است.اهل کاروان به گریه افتادند.حضرت مدتی در آنجا اقامت گزیدند و بساط عزاداری و اطعام به راه انداخت و در این مدت کرامات بسیاری از حضرت مشاهده شد که همه را متحیر کرد. حضرت پس از زیارت مرقد مطهر برادرش به سوی گیلان حرکت کرد.

تشکیل اولین حکومت  ِ شیعه مذهب ایران 

چون حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف (ع) پس از زیارت مرقد برادرش از خراسان به گیلان رسید به لاهیجان رفت و رهبر یک دولت سلامی شد و کماکان امور اداری را به امیر شمس الدین واگذار کرد و خود غالبا با سرداران و یارانش بسر می برد.

آنگاه نواحی فتح شده را میان سرداران خود تقسیم کرد و هریک را برای حکمرانی ٍ منطقه ای فرستاد . این سرداران که به عنوان والی به قسمت های مختلف گیلان فرستاده شدند در حقیقت کابینه دولت حضرت را تشکیل می دادند ، از آن جمله امام زاده هاشم (ع) به دیلمان ، حسن بیک به طارم و حوالی زنجان ، امیر سلطان به عنوان حکمران رشت ، سد محمد برفجان و عبدالرحمان اژدر به رودسر و حمزه به کوهدم فرستاده شدند و شمس الدین به عنوان رئیس دولت و جانشین حضرت در لاهیجان اتنخاب شد و حضرت ، خود به کنج عبادت نشست....

مدت چند سال زمان به آرامش سپری شد .( امیر سلطان یکی دیگر از برادران سید جلال الدین اشرف است. وی به همراهی عده ای از مدینه در سال 209 به نهضت پیوست . در تمام جنگ ها در کنار حضرت بود . گویا پس از شهادت حضرت برای مدتی زنده بود و عده ای  از مردم به او روی کرده بودند و لقب امیر سلطان را در آن زمان دریافت کرده است) .

آمدن چهل گوش به لاهیجان ، جنگ کولک پشته

لیلی بن سیامک ، سپهسالار نعمان ، برادری داشت به نام امیره چهل گوش که در زمان آغاز حکومت نعمان (205 ه.ق) به حکمرانی شهر کاشغر مرغابیه رسیده بود .او به دلایلی نا معلوم از شرکت در جنگ های نعمان خودداری کرد .برعکس برادرش لیلی با حرص و ولعی عجیب به کام مرگ فرو رفت.

در ماه رجب سال 216  ه . ق  حضرت، حسن بیک و امام زاده هاشم را با لشکری مجهز برای سرکوبی چهل گوش روانه ی کولک پشته کرد.آنها از راه دیلمان آمده و در کوتمَک اردو زدند. در این محل آنان با یکی از محبان آل علی (ع) به نام جانکای مالدار آشنا شدند و با راهنمایی او لشکر چهل گوش را محاصره کردند و جنگی سخت در گرفت . در این جنگ طارق به دست امام زاده هاشم کشته شد و چون چهل گوش کشته شدن او را دید پا به فرار گذاشت و با فرار وی لشکریانش متفرق شدند.

استمداد چهل گوش از چمنک

در این میان ، چهل گوش که پس از فرار از کولک پشته از راه دلفک خود را به قریه طالش کُل رسانیده ، حدود هفت ماه بود که در آنجا ساکن بود. تا اینکه آوازه ی چمنک جادوگر چیره دست فومنی به گوشش رسید. بعد از یک هفته به پیشنهاد چمنک ، قرار شد که لشکریان به سرداری چهل گوش جهت به دست آوردن پایگاهی به طرف دیلم حرکت کنند.مطابق نقشه آنها از راه رودبار به دیلمان و از آنجا به گُمل رفته و ارتفاعات کلاکُل در پنج کیلومتری لاهیجان را تصرف کردند.

چمنک که گویا اصلا  اهل همین نواحی بوده و یا مدتی در این مناطق زندگی کرده بود به علت آشنایی با وضعیت طبیعی منطقه ، این نقطه را جهت احداث سد انتخاب کرد .....چهل گوش صد نفر شبانه به برفجان فرستاد تا سید محمد معروف به سید محمد قزوینی « نوه ی امام جعفر صادق (ع) » و گماشته حضرت را ، در آن شهر به قتل برسانند. آنان به برفجان آمده و سید محمد را در حالی که در مسجد قرآن می خواند به شهادت رسانند و جسد او را به آب رودخانه انداختند .جنازه ِ سید محمد را در محله ی کوچان ، گرفته و دفن کردند. حضرت با شنیدن این خبر برای او عزاداری کرد . این وقایع در اوایل سال 217 ه.ق روی داده است.

اما در این میان چهل گوش که در امر سد سازی کاری از پیش نبرد لذا از چمنک کمک خواست . چمنک به کلاکل آمد و شروع به کار کرد.سرانجام این سد پس از حدود هفت سال در نیمه ی اول سال 223 هجری به اتمام رسید، پس از مدتی ،پر از آب شد و آبادی های زیادی را به زیر آب برده یا به شدت آسیب رساند. در این میان مردمی که به واسطه بالا آمدن آب بر اثر سد سازی چهل گوش از آبادی های خود مهاجرت کرده بودند خدمت حضرت آمدند و شکایت کردند.حضرت که حال آن بیچارگان را دید تصمیم گرفت که با چهل گوش و چمنک نبرد کند.

بنابراین حضرت از تمیجان با لشکری به سوی چهل گوش حرکت کرد. تا در هنگام غروب به نزدیکی کلاکل رسیدند و میان چمندان  و کلاکل در پای کوه اردو زدند ، آنجا را صحرای شوم دشت می گفتند که امروزه لیالمان نامیده می شود.

شروع جنگ شوم دشت ( لیالمان )

 سرانجام در اوایل ماه مبارک رمضان سال 223 هجری دو لشکر در لیالمان ( روستای لیالمان 50 کیلومتری شهر لاهیجان ) در برابر هم صف آرایی کردند و طبل جنگ را به صدا در آوردند. حسن بیک به امر حضرت به میدان رفت در یک لحظه نزدیک به بیست هزار نفر به حسن بیک حمله کردند.از طرف سپاه اسلام به مدد حسن بیک شتافتند ، جنگ در حالی که حسن بیک مجروح شده بود تا نزدیکی ظهر ادامه داشت تا بالاخره با به صدا در آمدن طبل بازگشت دو سپاه از هم جدا شدند.                             

ادامه دارد....

تهیه و تنظیم : معصومه اسماعیلی