ماه رمضان

قبلا برای بیدار شدن در سحر مانند امروز ساعت یا تلویزیون و رادیو نبود،و همه باید به هم خبر می دادند تا بتوانند در سحر بیدار شوند.

من خودم به مدت 20 سال خانواده های اطراف را از خواب بیدار می کردم تا آنها سحری بخورند تا اینکه یک نفر به من گفت: که چرا دیگران را از خواب بیدار می کنی!!؟ شاید یک نفر نخواهد روزه نگه دارد.

در هنگام افطار هم نه اذانی بود نه رادیو و تلویزیونی و ... همه ی ما سر یک ساعت معینی روزه ی خود را می شکستیم .

یک بار در زمان نوغان یا همان پرورش کرم ابریشم بود و ما سر باغ رفته بودیم و روزه داشتیم. حاج محمدعلی خان از لاهیجان به آهندان آمد و خبر آورد که بیایید افطار کنیم که عید شده است و فردا روز نماز عید فطر را خواندیم.

در شب های ماه رمضان همه ی اهالی به ترتیب هرشب روزه خوان را به همراه همسایه ها و آشنایان خود دعوت می کردندو مداح هایی از بیرون به آهندان می آمدند و بعضی از آنها آهندانی بودند که از جمله ی آنها می توان به مرحومان حاج آقایی درویش پور - حاج محمد رمضانزاده - حسین بابایی و مشتی علی گل نوروزی اشاره کرد. 

قسمتی از گفته های حاج گلعلی اسماعیل زاده آهندانی

مسابقات والیبال جام رمضان لاهیجان

مسابقات والیبال جام رمضان لاهیجان

سومین دوره ی مسابقات والیبال جام رمضان شب گذشته در پایگاه شهید جوانمرد پردسر لاهیجان آغاز گردید.

در این دوره از مسابقات ۱۲ تیم حضور دارند که در ۳گروه ۴ تیمی با هم پیکار می کنند.

در اولین بازی این مسابقات تیم آرش موفق شد که با نتیجه ۲بر۱ از سد تیم شهید خوش سیرت عبور کند. بازی دوم هم بین تیمهای شهدای گورندان و کفش کورش برگزارگردید که با نتیجه ۲بر۰ به نفع کفش کورش به پایان رسید.

جشن نیمه شعبان آهندان

جشن نیمه شعبان آهندان

جشن نیمه شعبان امسال آهندان نیز به مانند سالهای قبل برگزار شد.

مجری این مراسم حاج ابراهیم اسماعیل زاده بود که با مدیریت خاصی این مراسم را شروع و به پایان رسانید. مهندس علی خوال قاری برجسته قرآنی استان با صوت زیبای خود شروع کننده ی این مراسم بود. سپس حجت الاسلام نجاتی روحانی مستقر و امام جماعت مسجد جامع  آهندان به ایراد سخنرانی پرداختند. طرح سوال یکی دیگر از بخش های این مراسم بود که به کسانی که جواب درست دادند جوایزی تقدیم این عزیزان گردید.مولودی خوانی نیز آخرین بخش از این مراسم باشکوه آهندان بود.

جا دارد در اینجا از اهالی محترم -هیأت امناء- شورای اسلامی و دهیاری  آهندان- پایگاه مقاومت و شورای حل اختلاف دهستان آهندان برای اجرای این مراسم تشکر و قدردانی نمود.

البته این مراسم خالی از حاشیه نبود ولی به حرمت صاحب این مراسم از گفتن این حواشی صرفنطر می کنیم.

ادامه نوشته

نیمه شعبان

نیمه شعبان

به اميد روزي که متن تمام اس ام اس ها يک جمله باشد  :
« مهدي آمد »

شب نیمه شعبان، شب بسیار مبارکی است و از امام جعفر صادق (ع) روایت است که «از حضرت امام محمد باقر (ع) سؤال شد از فضیلت‌های شب نیمه شعبان. ایشان فرمود: آن شب افضل شب‌ها است بعد از لیلة‌القدر و در آن شب خداوند عطا مى‌فرماید به بندگان، فضل خود را و مى‌آمرزد ایشان را به مَنّ و کَرَم خویش، پس سعى و کوشش کنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب. پس به درستى که آن شبى است که خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدّس خود که دست خالى برنگرداند سائلى را از درگاه خود، مادامى که سؤال نکند معصیت را و آن شب آن شبى است که قرار داده حَقّ تعالى آن را از براى ما به مقابل آنکه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر (ص) پس کوشش کنید در دُعا و ثنا بر خداى تعالى».

ادامه نوشته

میدان

میدان

نمی دانم چی داره اینجا درست می شه و یا قراره افتتاح بشه.

تنها چیزی که می دونم اینه که میدان و تابلو شهدا بطور موقت برداشته شده.

تشکرات ما برای این کار/ شورای اسلامی ما و دهیار

مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

نامت را می دانستند، و اینکه می آیی؛ حتی دشمنانت!

اما دوستانت، بغض لبخندشان، چندان پنهان نبود؛ که دیدگان و لب هاشان اشک شوق و شورِ لبخند را می نمود.
نوبتِ عاشقیِ دست هایی بهارآور، رسیده بود؛ نوبتِ آخرِ واپسین و والاترین پیامبر؛ به صورت: رَشکِ شمس و قمر، و به سیرت: از تمامِ آفریدگانِ آفریدگارِ بلندمرتبه، برتر.
تو که آمدی، موکلان مشیت، برای هدایت بشر، طرحی دیگر زدند؛ طرحی نو در کارگاه قضا و قَدر.
تو آمدی و باید می ماندی، تا تمامتِ جان و جهان را به خدای خویش فرامی خواندی.


تویی هم مصطفی و هم محمد

تو را در آسمان نامند احمد

تو کانون صفا مرد یقینی 

تو عین رحمه للعالمینی

عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارك باد



وجین و دوباره

وجین و دوباره
باسلام
شعر زیر توسط یک بنده خدایی برای این سایت ارسال شده که به نظر من هم درد ودله و هم حقیقتی است رنج آور. البته این شعر چند وقت پیش برای ما ارسال شده بود ولی بعلت مشغله ی کاری نتوانستیم به ثبت برسانیم. دعوت می کنم که این شعر را بخوانید ونظری برای این عزیز که نخواست اسمشو بزنیم بدهید که ما محتاجیم به نظرات شما!!!

می بینی که اواخـــــــره بهاره
کاره ماها شده وجین و دوباره

وجین چیه؟ علف هرز زدودن
مزاحمـا رو از زمین ربـــــودن

تو زمینای گلی رفتی تاحال
کارت همین باشه – نه اینکه یک سال

فکر بکـــــن مادر خونـــه باشی
صبح سحر وقته اینه که پاشی

توی زمین بری تا زانــو تو آب
فرقی نداره تو بارون و آفتاب

بایستی سه چهار ساعتی خم بشن
تعدادشون هرسال داره کم می شن

دردای مفصلی میاد به پاشــــون
حتی دیگه خوب نمیرن به راشون(راهشون)

یکی که زانوهـاش ورم کرده بود
همش میگه:پیر شدم خیلی زود

اون یکی هم گرفته بود آرتروز
بغلی شم یکم اورده بود قــوز

دیـــگه نمونده بین ما پــــــیرمرد
نداشته باشه باخودش کمر درد

تجربه شو دارم خدایی سخته

یه بار زدم نشا، ولی شلــخته


آهای تو که دور از چنیـــن زمینی
خودمونیم این چیزا رو می بینی!!؟

برو به هرکی ندیده شرح بده
تا بدونن مسخره کردن بــــده

خـــم بشی  و کـــــــار کنی اینجوری
شهری ها هی بهت بگن مجبوری!!؟
 
آخرشم برنج محسن میـــــاد
تموم  زحمتاشون میره بر باد

سالها می گذرد حادثه ها می آید،  انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

بسم الله الرحمن الرحیم
با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌كنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت‌ امیدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ یك‌ خدمتگزار در سدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است.‌

والسلام‌ علیكم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی
 

امام خمینی(ره)  یک حقیقت همیشه زنده است(مقام معظم رهبری)

  هر چه از خرداد 68 می گذرد دلهای داغدار از غم هجران آن عزیز یگانه ، اندوهناک تر و سرشک نهفته در دیده عاشقان دلباخته او بر دامن بستر دریای گهر جاری تر می گردد.

 22سال گذشت ، 22 سال از آن روز تلخ پر خاطره فراموش نشدنی می گذرد، و ما اکنون در آستانه ورود به 23مین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه قرار گرفته ایم. خاطره شکوهمند زندگی و درگذشت او نیز حیاتی دیگر وعظمتی دیگر بود که هرگز از اذهان وافکار زدوده نخواهد شد.

مراسم بیست و سومین سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) و قیام خونین 15 خرداد،مراسم عزاداری و سوگواری

روز یکشنبه مورخ 1391/3/14

همراه با نماز مغرب و عشاء

در مسجد جامع آهندان

برگزار می گردد

لیله الرغائب

امشب لیله الرغائب است ...

شبی که خدا بی حساب میبخشد ...

و بی منت عطا میکند ...

◄◄ امشب ، مولای ما مهدی (عج) کجاست ؟

و کدامین قلب امشب را برای او میتپد ...

امشب ثانیه هایش غنیمت است ...

امشب ثانیه هایش استجابت است ...

و چه کسی امشب را فقط به یاد یوسف زهراست ...

و هراسان ، که نکند ثانیه ای از این شب ز دست برود

و خرج آرامش و ظهور مولایش نشود ...

❤ ❤ ❤ الـسـلام عـلـیـک یا بقیّه الله فی اَرضِه ❤ ❤ ❤


سالروز آزادسازی خرمشهر

سالروز آزادسازی خرمشهر را به فاتحان خرمشهر و مردم غیور ایران تبریک عرض می کنم.

به راستی آیا ما ادامه دهنده واقعی راه شهدا هستیم ........!!!!!!!!


 جاده مانده است و من و این سر باقی مانده
رمقی نیست در این پیکر باقی مانده

نخل ها بی سر و شط از گل و باران خالی
هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده

توئی آن آتش سوزنده ی خاموش شده
منم این سردی خاکستر باقی مانده

گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده است
باز شرمنده ام از این سر باقی مانده

روزو شب گرم عزاداری شب بوهاییم
من و این باغچه ی پرپر باقی مانده

شعر طولانی فریاد تو کوتاه شده است
در همین اسب و همین خنجر باقی مانده

پیش کش باد به یک رنگی ات ای پاک ترین
آخرین بیت در این دفتر باقی مانده

تا ابد مردترین باش و علمدار بمان
با توام ای یل نام آور باقی مانده

ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) دخت نبی اکرم مبارک

لای قرآن را باز کردم که آرام بگیرم، آیه آمد:

کهیعص… یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ..

قرآن را از خود سوخته تر یافتم..

جهان آفرینش را شکوهی دیگر است امشب

زمین و آسمان از هر شبی زیباتر است امشب

فلک آراسته بزمی ز ماه و زهره و پروین

عطارد باده گردان، مشتری، رامشگر است امشب

زمین گلشن، فلک روشن، بشر شادان، ملک خندان

فضا خرم، هوا دل کش، صبا جان پرور است امشب

به گوش دل شنو آوای مرغ شب که می ‏گوید

شب میلاد زهرا دختر پیغمبر است امشب

چه زهرا عصمت پاک خدا ناموس پیغمبر

چه زهرا کز فروغش ملک هستی انور است امشب

خدا تبریک می‏ گوید، ملک تسبیح می‏ خواند

که ختم المرسلین را دختری مه پیکر است امشب

چه دختر بَضعهٔ خاتم، چه دختر مفخر آدم

که میلادش بشر را سوی رحمن رهبر است امشب

از این مهر جهان ‏آرا که تابید از سپهر دین

دل هر ذره‏ ای تابان همچو خاور است امشب

ببار ای ابر رحمت، رحمتت را بر گنه‏کاران

که رحمت رحمة للعالمین را در بر است امشب

(موید) گر سیه شد از گنه طومار اعمالت

ثنای فاطمه روشن گر این دفتر است امشب

هدیه به پیشگاه این مادر و فرزند نورانی ، صلوات . . .

بمناسبت روز کارگر

بمناسبت روز کارگر

روز کارگر برتمامی کارگران عزیز خصوصا شالی کاران روستای خودمان آهندان مبارک باد

http://ahandan.persiangig.com/Bijar_12Ordi/30042012546.jpg

http://ahandan.persiangig.com/Bijar_12Ordi/Ber-35.jpg

http://ahandan.persiangig.com/Bijar_12Ordi/Ber-26.jpg

http://ahandan.persiangig.com/Bijar_12Ordi/25042012523.jpg

http://ahandan.persiangig.com/Bijar_12Ordi/25042012521.jpg


صاحبان اصلی شوراها مردم هستند

بمناسبت روز شوراها

صاحبان اصلی شوراها مردم هستند

سپاس و ثنای بی حد بر خالقی که به لطف استقرار مستحکم جمهوری اسلامی ايران و در راستای احترام و اکرام به شخصيت و هويت انسان و مردم عزيز ايران نهادی به نام شورای اسلامی در اين کشور شکل گرفت.

مشورت، یکی از مسائل بسیار مهم در دین مبین اسلام است، به گونه ای که در جامعه اسلامی، رهبران به مشورت کردن با افراد با صلاحیت امر شده اند. در این مقاله، قصد دارم به مناسبت روز شوراها، به نقش شورا در جامعه و همچنين نقد شوراي اسلامي آهندان از طرف عزيزان خواننده كه مارو قابل دونستند توي وبلاگ روستا و دهستان خودشون  نظري داده اند بپردازم.

نقش شورا در جامعه

مشورت، یکی از ارکان مهم سلامت تصمیم گیری هاست. جامعه ای که سنت مشورت در آن حاکم نیست، در تب و تاب خودمحوری می سوزد، ولی در جامعه ای که در آن هم فکری و نظرخواهی، اصلی یقینی است و از اجزای ضروری حیات آن به شمار می آید، بهترین راه و کامل ترین مسیر در برابر افراد گشوده خواهد شد.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «هیچ قومی مشورت نکردند جز آنکه به بهترین امور هدایت یافتند.» آنان که گرفتار خودرأیی و استبدادند، در اشتباه به سر می برند و تنش های اجتماعی و سیاسی می آفرینند. نبود سنت مشورت در جامعه، رشد افکار را متوقف می سازد و چنین مردمی، شایستگی زندگی حقیقی را از دست می دهند.

حال ذكر چند نكته در مورد شوراي اسلامي آهندان:

1-اينجانب به همراه تمامي دوستاني كه من را دراين راه همكاري مي كنند هيچ گونه خصومت شخصي با اعضاي شورا نداريم و بسيار هم با اين آقايان محترم رابطه ي گرم و صميمي داريم از اين بابت كه اولا اين برادران اگر دلسوز نبودند هيچوقت خود را كانديد نمي كردند تا 4 سال با اين همه مشكلات و سختي هايش بسازند و نماينده مردم آهندان شوند.ثانيا اين عزيزان منتخب جمع كثيري از مردم آهندانند و  راي مردم و نماينده منتخب شان براي ما عزيز و ارزشمند است.

2-اگر اين سايت نقدي بر رو كارهاي شورا انجام مي دهد و به تصوير مي كشد همه اش از سر دلسوزي و احساس مسئوليتي است كه بر گردن ماست. همه اش از سر اين است كه اين محله را دوست داريم و دوست داريم براي ساختنش كاري بكنيم. فعلا تنها كاري كه از دست ما بر مي آيد همين است.ما به روستا افتخار مي كنيم با تمام خوبي ها و كاستي هايي كه دارد.ما اين روستا را با شهر زيبايش و با استان سرسبزش دوست داريم.و اين را همه جا  سرمان را بالا ميگيريم و جار مي زنيم كه اين آهندان را با ايرانش مي خواهيم.

3-از برادران عضو شورا مي خواهم كه به اين سايت آمده و نظراتي كه براي شما عزيزان مي فرستند خوانده و جواب انتقادات و پيشنهادات اهالي رو داده. شايد گره اي و مشكلي و سوء تفاهمي از اين راه حل شد.

4-نكته ي آخر كه نبايد فراموش شود اينكه : صاحبان اصلی شوراها مردم هستند بنابراین لازم است  اعضای آن به پاس رای ملت ، حسب وظیفه شناسی ، درحل معضلات شهر و روستا کوشش و ملاک گزینش  دهیاران را امانت، دینداری، کفایت و کارآمدی، نجابت و حسن سلوک بامردم قرار دهند .

 

در آخر شمارو دعوت مي كنم به نظرات چند عزيز كه در اين چند ماه اخير نظراتي براي مسئولين روستاي آهندان داده اند و خواستار پيگيري آن شده اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مباشر امینی

 بسمه تعالی

با عرض سلام واحترام مجدد خدمت شما برادر بزرگوار

وعرض سلام واحترام خدمت اهالی محترم ومسئولین محترم دهستان پرافتخار اهندان

یکی از افتخارات مااین است که دهستان ما اهندان هست با مردمانی با فرهنگ ومذهبی و فعال در تمامی زمینه ها اما ما (اهالی روستاهای تابعه) نیز انتظاراتی از مسئولین دهستان خود داریم وکمترین انتظار ما این است که مسئولین محترم دهستان ما روستاهای تابعه خود را در برنا مه های فرهنگی خود مشارکت دهند به عنوان مثال سه دهه از عمر انقلاب اسلامی میگذرد انقلابی که ثمره ان را مرهون خون شهیدان عزیزمان هستیم همیشه دهستان ما اهندان برای شهدای عزیزروستای خود یادواره داشتندبنده ضمن تشکراز دست اندرکاران مراسم یادواره شهدای اهندان باافتخاردسبوس خادمین شهدا هستم .اما کمترین انتظار ما این است چرا مسئولین محترم دهستان ما برای شهدای دهستان دقت بفرمایید شهدای دهستان یعنی روستا های تابعه به مرکزیت اهندان یادواره نمی گیرندایا به نظر شما بهتر وزیباتر نمی شود مسئولین محترم از هر روستاچند نفر را عضو ستاد یادواره شهدای دهستان اهندان کنند وهمه با هم یادواره شهدای دهستان اهندان را با شکوه هرچه تمام تر برگزار کنیم ودر ایام یادواره با زدن پوستر وبنر شهدای دهستان در سطح روستاها وشهر لاهیجان یادواره ای به یاد ماندنی هرساله برگزار شود؟ امیدوارم مسئولین محترم عنایت ویژه ای دراین زمینه داشته باشندباشد انشااله شرمنده شهدا وامام شهدا نباشیم ممنونم برادر کوچک شما ..

مصطفی مباشرامینی…

هستی فدای تویا خاتم الحجج

الهم عجل لولیک الفرج

http://amini1360.blogfa.com

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 نوروزی

خیلی خوب که بچه های روستاهای ایران هم در دنیای مجازی و عصر سرعت اطلاعات و تبادل آگاهیها خودی نشان می دهند. دعای کمیل و ندبه و … خوب هستند ولی کارهایی هم اگر در راستای مثلاً ایجاد فرصتهای شغلی و یا ارتقا سطح کیفی زندگی و چیزهای دیگر انجام می شود آگاهی رسانی نمائید. ضمناَ فعالیت در دنیای امروز علی الخصوص اینترنت نمی تواند بدون ارائه طرحای نوین در زمینهای مختلف به ویژه در عرصه تفکر دوام داشته باشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهرام

سلام.سال نو مبارک.یکی از معضلات من موقع گذر از روستای شماست.حاضرم در روستای خودمان که اسفالت نیست رد بشم ولی جاده اسفالته شما را دیدار نکنم ولی چاره چیست راه کوه بنه از سوخته کوه از روستای شما می گذرد.توی ایام عید واقعا کلافه شدم.شما با اون همه دک و پوز یه جاده درست و درمون ندارید.من یه پیشنهاد دارم یه صندوق مثل صندوق های دیگه بسازید و اسم اون رو بذارید مثلا کمک به بهسازی جاده روستایمان و اول از همه هم برید سراغ شورای محل و تقاضای کمک مالی به اندازه توانایی بکنید.شاید از این طریق کاری برای روستایتان بکنید.ساختن این جاده فکر کنم در حد جهاد فی سبیل الله ارزش معنوی داشته باشه.صد رحمت به روستای سوخته کوه که جدول کشی دار و غیره.بجنبید ودست از شعار بردارید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 جهاد-م -الف باید هم در مورد هیات و هم در مورد بیلان کاری شورا توضیح بدی

وگرنه………………………

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بيشتر نظرها بصورت خصوصي بودند و از گذاشتن آن نظرات معذوريم.

در آخر ايـن شما ،‌ايـن هم آهـنـدان

مي خواي راهي بساز،يا راه بنـدان

 

بیجار نامه


بیجار نامه

یادمه یه موقعی که مجله ی اتفاق نو رو میخریدم یه بخش جالب توش بود به نام مصاحبه ی خیالی که بعدها به دلیل سیاسی بودن از اين نشریه حذف شد و به تاريخ پيوست

توی همین نشریه ي به گل نشسته ي خودمون اندیشه ی نیک هم داستانهایی بودن مثل رستم که یه عده ای باب میلشون نبود و حذفش کردن  ‌و اينم به سرگذشت او ن بالايي كه اشاره كردم دچار شد.

خلاصه تصمیم گرفتم حالا که نه اتفاق نو میخرم نه اندیشه نیک منتشر میشه که چهار تا مطلب توشون بخونم خودم دست به کار بشم و از طریق این سایت مصاحبه ی خیالیم رو با كاراكترهاي خیالی تر  استارت بزنم.اولیشم با اقا یا خانوم بیجار اهندانی.ديواري ام كوتاهتر از اين بيجار پيدا نكردم.آخه مي دونم در مورد هركي و هرچي بگم متهم مي شم و خواسته و ناخواسته هركي به خودش مي گيره! اسم اين مصاحبه رو هم گذاشتم بيجارنامه كه درد و دل بيجار هست و مردمانش. البته كلا ما آهنداني ها نامه زياد مي نويسيم.از شب نامه گرفته تا غم نامه ونامه ي فدايت شوم و زير آب نا… و نامه هاي زيادي كه در بين ما رد و بدل ميشه.ولي اين يكي يه كم فرق مي كنه و قصدش فقط درد و قصه ش يه جورايي غصه س. خوندنش خالي از لطف نيست عزيزان.با نظراتتون مي تونيد مارو در اين راه با انگيزه تر كنيد:

 

ـ سلام اقا بیجار حالت خوبه؟

ـ گیریم علیک.

ـ چیه اقا؟اول مصاحبه اعصابت خورده؟

ـ اولا کی گفته من اقام که تو منو اقا صدا میکنی؟ ثانیا اسم من تو شناسنامم مزرعه س این بیجارم نمیدونم از کجا اومده.حالا بعضی هام میگن بیجارسر.اوشن بینم که ده هیچی…


-عجب! از قرار معلوم دله پري داري برادر!

-هندي بوته برادر!

ـ بیخیال کلا ما عادتمونه که اسم هرکی رو خلاف اونچه که هست صدا بزنیم.مثلا خود من اسمم حامده ولی نود درصد مردم اهندان صدام میکنن حمید.

-يعني اسمت حامده هست؟ تو دختري كه ري؟ حامده مي كوشتاي دختر اسمه؟(كوشتاي كله)

-نه آقا!!!!!!!!!!! حامد.حامد.حامد.اصلا وا بدي. حالا بگو ببینم اوضاع و احوالت چطوره؟

ـ هیییییی،حمید اقا چی بگم؟

ـ خوبه همین الان بهت گفتما تو دیگه چرا؟!!

ـ از قدیم گفتن خواهی نشوی همرنگ،رسوای جماعت شو.

از وقتی که منو مکانیزه کردن هرسال یه مرضی میگیرم:

یه سال اونقد اب دارم که سر نخواستنش دعواست و مردم از سر و كول من و خودشون ميرن بالا!‌

یه سال اونقد خشکم که مردم شبا هم دست از سر من برنمی دارن و بساط و سيگار و قليوننشون اينجا براهه!

يه سال موتور آب ميذارن كه از رودخونه واسم آب بيارن.نوبتي مي شه و آخرش با قطره چكان به ما آب مي رسه.اصلا كلمه ي نوبت تو اين محل تعريف نشده است و وجود خارجي نداره. مثلا خودت؛فكر كردي نمي دونم 6 ماه ميخواين سالن آهندانو بگيرين به همه محل ها سالن خوب مي دن الا شما؟ اينجوريه ديگه! حرفم بزني ميگن اين زمين فلان و بمانه! اين زمين هاي كوهبنه و ليالمان دارن مارو دق ميارن.متلك ميگن كه:”بدي! امي صاحب زمينن شيمي محله مين روزهاي تعطيل سالن هيتن بعد شيمي صاحبن شنبه دارن و تا چهارشنبه اونم ساعت 11 به بعد! ها ها ها”. البته تقصير خودتون هست.

يه سالم هم آب دارم ،دعواهم نيست ولي انگار اون سال نه به من مي چسبه نه به صاحبم.خودمونيم؛ دعواهم حس و حال خودشو داره!

نه شب خواب دارم نه روز.آخرشم كه خسته مي شن و ناي دعوا و كتك كاري رو نارن هرچي فحش و بد وبيراه و به من مي دن.

خلاصه ما نفهميدم اين آب واسه ما فايده داره يا ضرر.

-مشكلاتي غير آب هم داري؟

-مشكل نگو نگو نگو!

سال اول كه مارو قطعه بندي كردن اين راه گذرهاي ما كه مرز بهش ميگن پهن بود و مردم خيلي راحت رفت و آمد ميكردن. يه سال گذشت اين صاحب ما يه كم بريد و زمين مارو اضافه كرد.همسايش كه اين كارشو ديد از اون ور زمين خودشو بيشتر كرد و مرزشو بريد و اونم زمينشو بيشتر كرد.حالا اين بِبُر،اون بِبُر!‌هركي از راه مي رسيد يه آهن پاره به ما مي زد.الان كه مي بيني كه: مارپيچ شده مرز ما!

یه بار یادمه یه بیچاره ای که انگار تازه وارد بود تو جاده خاکی قدم میزد که یهو یه عالمه ادم بدو اومدن سمت من.اون بیچاره هم که نمیدونست که هیاهو واسه ابه پا گذاشت به فرار و حالا ندو کی بدو.صحنه ی خنده داری بود.

ـ اره فکر کنم بدونم کی رو میگی.اسمش رستم بود .بیچاره خیلی بدشانسی اورد تو همون چند وقتی که اهندان بود.

خوب امسال رو چطور میبینی؟

ـ همونطور که میدونی هنوز خیلی از چی میگین شما،امممم بیجار کله هام مثل کویر لوت میمونن و خیلیا هنوز شخمم نزدن.یه چند روزی بارون بیاد منم باهاتون راه میام.فقط خدا کنه دوباره شبا منو زابرا نکنن.

ـ خیلی ممنونم ازت و حرف اخر؟

ـ منم همینطور.در اخر از مردم میخوام که یه کم با هم راه بیان و هوای همو داشته باشن .همه بالاخره نشاء میکنن،خوب نیست که کدورت بمونه بینشون.


يه عمره آبِ رو ز سر ريختي

حال چه شد كه آبرو ريختي

اگر ديــدي لبـاس هاي وصله

اينو بدون آدم شناسي اصله

پــاك بكـن تموم پينه ها رو

بذرا كنار بغضا  و كينه هارو

قصه ي ما قصه ي سوز و سازه

عزيزم ايـــن قــصـه سرش درازه

فکر کنم که امسال هم برداشت برنجتون یه کم سخت باشه به خاطر ماه رمضون ولی بدونین که نابرده رنج،گنج میسر نمیشود.

بيايد به حرمت ماه رمضاني كه در پيش داريم حرمت همديگر رو نگه داريم

ایام فاطمیه

السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.

فرا رسیدن ایام غمبار فاطمیه و سالروز شهادت ایشان بر رهروان حضرتش تسلیت باد

دیشب (جمعه 1391/2/1) بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد آهندان اولین شب مراسم ایام فاطمیه شروع شد. این مراسم که با  استقبال بسیاری از اهالی محل مواجه شد هر ساله توسط هیات متوسلین بحضرت زهرا(س) و با همکاری اهالی-شورای اسلامی - هیات امناء - شورای حل اختلاف و پایگاه مقاومت بسیج شهدای آهندان در روستای آهندان برگزار می گردد که می توان گفت بعد از ایام محرم یکی از پرشور ترین مراسمات آهندان محسوب می گردد.

در یک قدمی بانک

در یکـــ قـدمی بــــانک

با توجه به اهمیت زمان و وقت انسان و جلو گیری از مراجعه بی دلیل به شهر و داشتن پتانسیل در روستا برای انجام کارهای خدماتی ورایج کردن این فرهنگ اندیشه نیک مصاحبه ای را با جناب آقای کریمی مدیریت پست بانک دهستان آهندان انجام داده است که شما دوستان را به خواندن این مصاحبه دعوت میکند.

ابتدا این دفتر را برای خوانندگان نشریه معرفی کنید؟
با سلام عرض خسته نباشید خدمت شما دوستان عزیز این دفتراز سال 1387 به جهت خدمت به آحاد جامعه برای ارئه خدمات مخابرات و پست و پست بانک افتتاح شد در ابتدا مردم این دفتر را فقط به عنوان پرداخت کننده سود سهام عدالت می شناختند و به تدریج و در طی این دو سال مردم با خدمات نوین این دفتر آشنا شدند هم اکنون ما انواع خدمات مخابرات و پست و پست بانک را ارائه میدهیم که این امر موجب سهولت انجام کار مردم و کاهش مراجعه آنها به شهر گردیده است.
از وضعیت ارائه سرویس و خدمات عمومی کمی برایمان بگویید؟
به طور کلی خدمات این شعبه بر سه گونه است
1خدمات بانکی 2خدمات پستی 3خدمات مخابراتی میباشد که به شرح آنها می پردازم.
خدمات بانکی:
قبول و پرداخت حواله،دریافت وجوه قبوض مصرفی(آب،برق،گاز،تلفن ثابت و همراه)ثبت نام و اقساط تلفن،حساب سپرده قرض الحسنه پس انداز،دریافت و پرداخت وجوه به نمایندگی از موسسات دولتی و خصوصی،حساب سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت،قبول و وصول چک،پرداخت یارانه
خدمات پستی:
قبول مرصولات پستی،توزیع مرصولات پستی از جمله(کارت موتور،کارت سوخت،گواهینامه،گذرنامه،اخطاریه،و ابلاغیه،خریدهای اینترنتی،نامه های مربوط به دهیاری ها شوراها شورای حل اختلاف آموزشگاه ها و بهزیستی)،صدور دفترچه های بیمه روستایی،قبول مرصولات سفارشی و پیشتاز،توزیع قبض های گاز،همکاری با کانون پرورش فکری کودکان در راستای ترویج کتاب و کتابخوانی در بین بچه ها(علاقه مندانی که تمایل به دریافت کتاب می باشند می توانند با مراجعه به این شعبه و ثبت نام از کتابهای این شعبه استفاده نمایند)
خدمات مخابرات:
صدور قبض های تلفن ثابت و همراه،ثبت نام سیم کارت های دائمی و اعتباری همراه اول،ثبت نام خط تلفن ثابت،قطع و وصل سرویس های ویژه همراه اول و تلفن ثابت،وصل سیم کارت و تلفن ثابت،رفع مسدودی سیم کارت همراه اول،پیگیری مزاهمت های تلفنی(دادگستری)
از مشکلات این شعبه کمی برایمان بگویید؟
 این دفتر خدماتب سعی دارد که با وجود مشکلات متعدد کارهای مردم را در سریعترین زمان وبه نحو مطلوب انجام دهد ولی بعضی از این مشکلات پایدار ماندن این دفتر را دچار مشکل میکند از جمله این مشکلات عدم پرداخت به موقع کارمزد از طرف ارگان های مربوطه مثل پست،مخابرات و پست بانک است به نحوی که ممکن است پرداخت ماهانه کارمزد به شش ماه هم برسد و اینگونه مشکلات و هزینه های جاری دفتر اجازه پیشرفت در کار وارائه سرویس دهی مطلوب به مردم را نمی دهد.یکی دیگر از مشکلات عدم پشتیبانی بیمه ای دفاتر میباشد ویک سری مشکلات دیگر را در زیل به صورت کلی بیان مینمایم مشکلاتی مانند:
نبودن سرویس اینترنت پر سرعت،نبود تجهیزات مطلوب،کار مزد بسیار کم دفتر،عدم پرداخت به موقع کار مزد دفتر،و بیمه نکردن دفتر از سوی مخابرات
آیا انتقاد یا پیشنهادی برای نشریه ندارید؟
خیر ندارم،من هم برای هیئت تحریر نشریه آررزوی سلامتی و توفیق روز افزون دارم.
حرف اخر؟
از مردم خوب و مهربان دهستان آهندان تقدیر و تشکر دارم و آرزوی توفیق روز افزون را از خداوند بزرگ برایشان خواستارم و عزیزانی که پیشنهاد یا انتقادی برای بهتر شدن سرویس دهی این دفتر دارند می توانند با شماره09111451915 و یا با شماره های01422542001،01422542002با ما در ارتباط باشند،.با تشکر از جناب آقای کریمی مدیریت محترم پست بانک دهستان آهندان

اسماعیل علیخواه آهندانی
www.lahijaniha.blogfa.com

برنامه های عزاداری ایام فاطمیه در آهندان

این روزها همه جا حرف زمین خوردن مادر است.

اما دریــــــــــــــــــــغ !


کسی به فکر زمین خوردن حرف مادر نیست…

برنامه های عزاداری ایام فاطمیه در آهندان

1 الی 5 اردیبهشت  91

مکان : مسجد جامع آهندان

برگزاری توسط: هیأت متوسلین بحضرت زهرا(س)

به نوبه ی خودمان از عموم اهالی دعوت می کنیم در این مراسمات حضور بهم رسانید.

استاد فریدون پوررضا درگذشت

كدخبر: ۴۹۰۰  سایت لاهیگ Lahig.ir
"دوباره آسمانِ دل پورابو"
استاد فریدون پوررضا درگذشت
فریدون پوررضا برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودی‌های دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد و با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
فریدون پوررضا ـ استاد بزرگ موسیقی و آواز فولکلوریک گیلان ـ امروز در سن 80 سالگی بدرود حیات گفت.
به گزارش "لاهیگ"، این خنیاگر سرشناس موسیقی نواحی گیلان که حدود یک سال با بیماری تنفسی و مشکل ریوی دست و پنجه نرم می‌کرد، ساعتی پیش در منزل خود در رشت از دنیا رفت.
فریدون پوررضا در ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشاء متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت. او از استادان آواز یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان، آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به‌کیش آغاز نمود. او در همان سال، نمایشنامه‌ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.
شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به‌طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود. از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران ـ سیمین دانشور، محیط طباطبایی، منوچهر آتشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران ـ به لندن سفر کرد.

پوررضا در سال ۱۳۶۷ همکاری‌اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی را در رشت برگزار نمود. از آن تاریخ به بعد، به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست "می گیلان" و "گیله لو" آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال "پس از باران" را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریال‌های کشور را از آن خود کرد.
فریدون پوررضا برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودی‌های دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد و با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.
از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به چاپ مقالات تحقیقی در فصلنامه "گیلان نامه" و دیگر جراید، همکاری با جهانگیر اشرفی و دکتر علی عبدلی در گردآوری "موسیقی گیلان و مازندران" (اجرای کل آواهای گیلکی برعهده او بود و این پژوهش به وسیله انجمن موسیقی ایران در ۶ نوار تکثیر شد و در تمام فرهنگسراها موجود می‌باشد)، عضویت در شورای فنی و آموزش‌های آزاد موسیقی وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضو هیأت داوران و اجرای آواز در همایش دیلمان شناسی (تابستان ۱۳۸۴) و تألیف کتاب ارزشمند "موسیقی فولکلوریک گیلان" به عنوان طرح پژوهشی اشاره نمود.

ذکر هزار ساله ...

ذکر هزار ساله ...

ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت

ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت

این ذکر هزارساله ی مهدی توست

ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟ »


غزل زير تنها اشاراتي به بزرگي اين شخصيت برجسته تاريخ  دارد كه شما را دعوت مي كنم به خواندن اين غزل(شاعرش را نمي دانم): 

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یــاد مهر تو چـــشم فـرات می لرزد

 

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشـــاره کنی کائنات می لــرزد

 

«هــزار نکتهء باریــک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

 

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نــگاه تــو آب حیـــات می لـــــرزد

 

تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لــــرزد

 

کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در

و روی گــونهء او خــاطــرات می لــــرزد

 

غزل تمام نشـــد،چنــد کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

 

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صـــدات می لرزد

 

وعصر جمعه کنار ضـــریح روی لـــبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

بمناسبت چهلمین روز درگذشت مرحوم قاسم کریمی آهندانی

بمناسبت چهلمین روز درگذشت مرحوم قاسم کریمی آهندانی

شاید یکی از خاص ترین افراد در این روستا بود که جملاتی طنز گونه بصورت فی البداهه در کوچه و مغازه و سرکار به اطرافیان خود می گفت و این جملات  همیشه ورد زبان مردم آهندان بود.

در زیر به چند خاطره از آن مرحوم اشاره شده که بازخوانی آن خالی از لطف نیست.
خاطره اول : مرحوم یکی از پیمانکاران شرکت گاز لاهیجان بودند و در این زمینه تبحر و مهارت تجربی و علمی داشتند و  صبر و حوصله ی بسیاری در مواجهه با مشتریان خود داشتند. یک روز صبح زود یکی از اهالی محل به مرحوم زنگ زد و از خواب بیدار شد و از او درخواست کمک در درست کردن آبگرم کن دیواری اش کرد. مرحوم به مشتری اش گفت که شما چه کسی هستید و من کجا بیام؟ مشتری که نام خانوادگی اش علی نیاء بود گفت بیا خانه ی علی نیاء. مرحوم دوباره پرسید کدام علی نیاء؟ مشتری گفت علی نیاء دیگه!! مرحوم با همان حال خواب آلود گفت: باشه تو آهندان دو تا خانواده ی علی نیاء هست . به خانه ی اولی می رم اگر نبود میرم  خونه ی دومی که حتما شمایید(کنایه داشت به اینکه بیشتر آهندان خانوادگی شان علی نیاء هست).
خاطره دوم : یک بار یکی ازش خواسته بود که خوک های باغ ما رو شکار کن. گفت:پنج تومان بده فردا جسد تحویل بگیر.
روحش شاد و یادش گرامی